تبليغاتX

پارک بقی <EMBED Src=”[url]http://yourmusicpath”[/url] quality=”hig” bgcolor=#”000000” WIDTH=”051” HEIGHT=”57” NAME=”your_music_name” <>/EMBED

به شیطان گفتم: «لعنت بر شیطان»!

لبخند زد. پرسیدم: «چرا می خندی؟»

پاسخ داد:«از حماقت تو خنده ام می گیرد» پرسیدم: «مگر چه كرده ام؟»

گفت: «مرا لعنت می كنی در حالی كه هیچ بدی در حق تو نكرده ام»

با تعجب پرسیدم: «پس چرا زمین می خورم؟!»

جواب داد: «نفس تو مانند اسبی است كه آن را رام نكرده ای. نفس تو هنوز وحشی است؛ تو را زمین می زند.»

پرسیدم: «پس تو چه كاره ای؟»

 پاسخ داد: «هر وقت سواری آموختی، برای رم دادن اسب تو خواهم آمد»


موضوع :
| *| نوشته شده در جمعه بیست و پنجم خرداد 1386 و ساعت 18:37 توسط مهدی اعتمادی |

رویا هر شب ما

مربا

 

برو بچ تو دور خسته نباشین

 


موضوع :
| *| نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386 و ساعت 0:44 توسط مهدی اعتمادی |

رویا هر شب ما

مربا

 

برو بچ تو دور خسته نباشین

 


موضوع :
| *| نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386 و ساعت 0:44 توسط مهدی اعتمادی |
بی تو

نه بوی خاک نجاتم داد

نه شمارش ستاره ها تسکینم!

چرا صدایم کردی؟

چرا ؟؟؟....

(حسین پناهی


موضوع :
| *| نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم خرداد 1386 و ساعت 0:39 توسط مهدی اعتمادی |

به نام خدای باران

 

به نام  خدای رحمت های بی پایان

 

به نام روزه دوباره تشویش

 

به نام قدم های آهسته زیر باران

 

فرار مردم از دست قطره های درشت باران

 

گام های                                        

 

         کوتاه                                   

 

                 من                              

 

                        زیر                     

 

                                رگبار         

 

به نام نگاه های متعجب ساکنان زیر چتر ها

 

صدای یک  ...

 

به نام 3 نقطه های بی پایان دل من...  ...  ...!

 

میب

 
 

 


موضوع :
| *| نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم خرداد 1386 و ساعت 0:30 توسط مهدی اعتمادی |
همیشه هجوم سرد و سنگین موج رو تحمل می کرد

 

همیشه کنارش می بود تا اروم بشه

 

همیشه براش مهربون بود

 

اینه وسعت حضور ساحل

 

اما خودش کجا اروم بگیره.....


موضوع :
| *| نوشته شده در سه شنبه پانزدهم خرداد 1386 و ساعت 1:27 توسط مهدی اعتمادی |

دوباره کلمات زیبا را گلچین می کنم
و با رنگ هایی از زندگی آغشته می سازم .
به آن ها وزن و آهنگ می دهم
و با آن کلمات مقدس شما در رویاهایم خلق می شوید
و آن گاه خداوند از روح خودش در وجود ما می دمد
و عشق ما پدیدار می شود


موضوع :
| *| نوشته شده در پنجشنبه دهم خرداد 1386 و ساعت 1:32 توسط مهدی اعتمادی |
  تنهاییت را به من بده و دلت را به آسمان

  نگاهت را با ماه تقسیم کن.....

   و دستت را بر سر کودکی بکش که در کنار

   تو بودن آرزوی هر شب اوست.

    با خستگان چنان در آمیز که گویا از آنانی

    و با دلدادگان چنان سخن بگو تا تو را در یابند.

    آنگاه می توانی مثل کوه صبور و تنها باشی


موضوع :
| *| نوشته شده در جمعه چهارم خرداد 1386 و ساعت 15:26 توسط مهدی اعتمادی |
TinyPic image
موضوع :
| *| نوشته شده در چهارشنبه دوم خرداد 1386 و ساعت 19:8 توسط مهدی اعتمادی |

hansel

مهدی اعتمادی

hansel

http://hansel.blogfa.com

پارک بقی

پارک بقی

پارک بقی

با من بنشین سر خم گندیده

جامی بزن از شراب آتش دیده







پارک بقی

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog