از تو شروع میشه خوشی زل می زنه به پنجره
صدای خورشید و می گم تو ظلمت یه حنجره
میره کنار ابر سیاه شعاع نور داره می یاد
نور قشنگ با وسعتش از راه دور داره می یاد
می یاد که پروانه بشه روی گل خیال تو
پر بزنه تو رود عشق همسفر زلال تو
یاد تموم بی کسی رفته تو پستوی خزون
حالا دیگه بهار شده بیا بیا با من بمون
روشن کن از ترانه هات چله نشینای شب و
از التهاب جدا بشن رها کنن درد وتب و
نسیم اومد تو خاطرت می خواد که پروانه بشی
بشکنی اون سکوت باز به حرمت کرانه شی
که حسرتت بخشکونه ریشه تزویر و ریا
می گم به سردی شبا تموم شدی دیگه نیا
رنگین کمون عشقتو رو کلبه خدا بزن
حالا توی حریم عشق اسم منو صدا بزن
تو و من و تموم ما پس بزنیم تاریکی و
خراب کنیم خونه غم کوچه دلواپسی و
اسب مراد زین کنیم بتازونیم تا آخرش
دیو سیاه باید بره تبر بزن تو کمرش
دیگه بسه دیگه بسه بیا با هم دعا کنیم
برای با هم ما شدن همدیگرو صدا کنیم
موضوع :

